۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متن جدید» ثبت شده است

انگار قرار است طوفانی شود

انگار قرار است طوفانی شود

نیمه شب است.ابر های سیاه را در امتدادش میبینم انگار قرار است طوفانی شود.نسیم نمناکی میوزد.کنار ساحل ایستاده ام.در انتظار یک موج.موجی که از همه بیشتر جلو آید و به من برسد و من را درآغوش بگیرد و با خود ببرد...

  • ...AMIRAAD ...
  • دوشنبه ۸ مرداد ۹۷

باران می آمد

باران می آمد

رد پای احساسم را در ابر های بارانی یک عصر پاییزی یافتم.دنبالش کردم.رد ها به جایی نرسید!. وقتی برگشتم باران می آمد...

  • ...AMIRAAD ...
  • پنجشنبه ۲۸ تیر ۹۷

لذت درک شدن

لذت درک شدن

درک شدن, لذتیه که خیلی دست کم گرفته شده...

  • ...AMIRAAD ...
  • سه شنبه ۲۶ تیر ۹۷

چرخه ی ابدی

چرخه ی ابدی

فکر کرد صدای هق هق گریه می شنود.صدایی تقریبا نامفهوم که تنها میتوانست از اشک هایی باشد که آهسته قطره قطره تا گوشه دهان پایین می ریزد و در آنجا ناپدید می شود تا چرخه ی ابدی شادی ها و غم های پیچیده انسان را دوباره از سر گیرد. 

  • ...AMIRAAD ...
  • دوشنبه ۲۵ تیر ۹۷

داشتن یا بودن

داشتن یا بودن

ما انسان ها بیشتر به "داشتن" اهمیت می دهیم تا به "بودن"

  • ...AMIRAAD ...
  • شنبه ۲۳ تیر ۹۷

نسیم سرنوشت

نسیم سرنوشت

نمیدانم هرکدام از ما سرنوشتی داریم یا بطور تصادفی روی یک نسیم شناوریم.

شاید هردو درست باشند ,شاید هردو همزمان اتفاق می افتند!

  • ...AMIRAAD ...
  • سه شنبه ۱۹ تیر ۹۷

تهمت دیوانگی

تهمت دیوانگی

 از زمانی که بهت تهمت دیوانگی زدند مهم نیست که چیکار میکنی!

چون هرکاری انجام بدی دیوانگی حساب میشه.

  • ...AMIRAAD ...
  • دوشنبه ۱۸ تیر ۹۷

دیوار تنهایی

دیوار تنهایی

گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید! نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی!

بلکه ببینی چه کسانی برای دیدنت دیوار را خراب میکنند...

ژان پل سارتر

  • ...AMIRAAD ...
  • دوشنبه ۱۸ تیر ۹۷

پیرمرد تنومند

پیرمرد تنومند

پشت سرم کسی نبود,در حال تایپ بودم,صدای بلبل همنشین قدم های ناهمسانم شده بود

آفتاب روی آسفالت پیاده رو مسیری طلایی در امتداد خیابان برایم به ارمغان آورده بود

ناگهان تنه ام به تنه ی پیرمرد تنومندی تابید!

آنجا بود که دیگر ادامه ی همین متن را ننوشتم چون پیرمرد نگاه غضب آلودی به من داشت و چند فحش هم نثارم کرد:)

من هم که فاز ادبی ام پریده بود,لبخند معناداری به پیرمرد زدم و صحنه را محتاطانه ترک کردم!:)

  • ...AMIRAAD ...
  • يكشنبه ۱۷ تیر ۹۷

بالن آرزو ها

بالن آرزو ها

همه ی آدم ها آرزو میکنند,این همه آرزو به کجا می روند؟

این آرزو ها یاده کسی میماند؟یا در اعماق کهکشان گم میشوند؟

خداوند وقت خواندن این حجم از نامه ی نانوشته را دارد؟ یا این فقط یک پست یک طرفه است؟

اگر چراغ بالن آرزویم خاموش شود چه اتفاقی میافتد؟

  • ...AMIRAAD ...
  • يكشنبه ۱۷ تیر ۹۷